گفتي بنويسم من عين ، گفتم : كه " عزيز " از عين است.
گفتي بنويسم من شين ، گفتم : كه " شيدايي " از شين است.
گفتي بنويسم من قين ، گفتم :كه " قلب " از قين است.
گفتي كه به يكباره ، معنا كن آن را
گفتم: كه اين هوشم ، چيزي نمي داند.
گفتي كه معنا كن ، آن را كه حس كردي.
گفتم : كه " عشق" ، يعني : " تو عزيز و شيدايي ، در قلب و دلم جا داري".
گفتم تو بگو مردود است ، كين دلم از اين عشق؟؟؟
گفتي كه تو از احساس سرشاري هر دم.

گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان
شعر و ادب و عرفان و آدرس http://www.sheroadab-zt.loxblog.com لینک نمایید
سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 47
بازدید هفته : 181
بازدید ماه : 167
بازدید کل : 99497
تعداد مطالب : 1102
تعداد نظرات : 48
تعداد آنلاین : 1